دسته
حرم
پیوند
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 106231
تعداد نوشته ها : 124
تعداد نظرات : 21
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

سلام

با آرزوي شادي براي همه

 

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بيدار شو

كم غذا بخور نرمش كن. بدو.

 زير بارون راه برو. گلوله برفي درست كن

هر چند وقت يك بار نقاشي بكش

در حمام آواز بخوان و كمي آب بازي كن

سفيد بپوش. آب نبات چوبي ليس بزن

بستني قيفي بخور . به كوچكتر ها سلام كن

شعر بخوان. نامه ي كوتاه بنويس

زير جمله هاي خوبي كه تو كتاب ها هست خط بكش

به دوست هاي قديميت تلفن بزن

شمال برو. شنا كن

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بكن

خواب ببين

براي ديگران چاي دم كن شعر بخوان. بدو. چاي بخور و

جوراب هاي رنگي بپوش

مادرت رو بغل كن. مادرت رو ببوس. مادرت رو بو كن

به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش كن

دنبال بازي كن. اگر نشد وسطي بازي كن

به برگ درخت ها دقت كن. به بال پروانه ها دقت كن

قاصدك ها رو بگير و فوت كن. خواب ببين

از خواب هاي بد بپر و آب بخور

بسم الله الرحمن الرحيم بگو

به باغ وحش برو. چرخ و فلك سوار شو. پشمك بخور

كوه برو. هرجا خسته شدي يك كم ديگه هم ادامه بده

خواب هات رو تعريف نكن. خواب هات رو بنويس

بخند. چشم هات رو روي هم بگذار. شعر بخون. سپيد بپوش

 شيريني بخر. با بچه ها توژ بازي كن. براي خودت برنامه بريز

قبل از خواب موهات رو شانه كن. به سر خودت دستي بكش

خودت رو دوست داشته باش. براي خودت دعا كن

براي خودت دعا كن كه آرام باشي

وقتي توفان مي آيد، تو همچنان آرام باشي

تا توفان از آرامش تو آرام بگيرد

براي خودت دعا كن تا صبور باشي

آنقدر صبور باشي تا بالاخره ابرهاي سياه آسمون كنار بروند و خورشيد دوباره بتابد

براي خودت دعا كن تا خورشيد را بهتر بشناسي بتواني هم صحبتش باشي و صبح

ها برايش نان تازه بگيري

براي خودت دعا كن كه سر سفره ي خورشيد بنشيني و چاي آسماني بنوشي

براي خودت دعا كن تا همه ي شب هايت ماه داشته باشد؛ 

چون در تاريكي محض راه رفتن خيلي خطرناك است 

ماه چراغ كوچكي است كه روشن شده تا جلوي پايت را ببيني

براي خودت دعا كن تا هميشه جلوي پايت را ببيني؛ آخر راهي را كه بايد بروي

خيلي طولاني است. خيلي چاله چوله دارد؛ دام هاي زيادي در آن پهن شده است

و باريكه هاي خطرناكي دارد؛ پر از گردنه هاي حيران و سنگلاخ هاي برف گير

است

براي خودت دعا كن تا پاهايت خسته نشوند و بتواني راه بيايي

چون هر جاي راه بايستي مرده اي و مرگي كه شكل نفس نكشيدن به سراغ آدم

بيايد، خيلي دردناك است

هيچ وقت خودت را به مردن نزن

براي خودت دعا كن كه زنده بماني. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد

براي اينكه زنده بماني نبايد بگذاري كه هيچ وقت بيشتر از چيزي كه نياز داري بخوابي

بايد هميشه با خدا در تماس باشي تا به تو بيداري بدهد. بيداري هايي

آميخته با روشنايي، صدا، نور، حركت

تو بايد از خداوند شادماني طلب كني. هميشه سهمت را بخواه و بيشتر از آن

چه كه به تو شادماني ارزاني مي شود در دنيا شادماني بيافرين تا ديگران هم سهمشان را بگيرن

براي اينكه زنده بماني بايد درست نفس بكشي و نگذاري هيچ چيز ي سينه ات را آلوده كند

براي اينكه زنده بماني بايد حواست به قلبت باشد

هرچند وقت يكبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را

معاينه كنند. دريچه هايش را، ورودي ها و خروجي هايش را و ببينند به اندازه ي كافي ذخيره شادماني در قلبت داري  يا نه

اگر ذخيره ي شادماني هايت دارد تمام مي شود بايد بروي پشت پنجره و به آسمان نگاه كني. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه كن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛

آن وقت صدايش كن؛

به نام صدايش كن؛

او حتماً برمي گردد و به تو نگاه مي كند و از تو ميپرسد كه چه مي خواهي؟؟

تو صريح و ساده و رك بگو

هر چيزي كه مي خواهي از خدا بخواه. خدا هيچ چيز خوبي را از تو دريغ نمي كند

شادمان باش. او به تو زندگي بخشيده است و كمكت مي كند كه زنده بماني.

از او كمك بگير...

از او بخواه به تو نفس , پشمك, چرخ و فلك , قدم زدن,

 كوه, سنگ, دريا, شعر, درخت,

 تاب, بستني,

 سجاده, اشك, حوض, شنا

, راه, توپ, دوچرخه,

 دوست, آلبالو, لبخند, دويدن و عشق بدهد...

آنوقت قدر همه ي اينها را بدان و آنقدر زندگيت را ادامه بده كه زندگي از اينكه زنده هستي به خودش ببالد

ديگران را فراموش نكن

دسته ها :

سلام

بالاخره ماه صفر تموم شد

خدار و شكر به خير گذشت ...

فرارسيدن ماه ربيع الاول بر همگان مبارك باشه

در پناه حق

دسته ها :

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

http://www.up.vatandownload.com/images/mq5scurnnx5u7z3kz3j.jpg

طاعات و عبادات همگي مورد قبول درگاه حق تعالي

دسته ها :

سلام

امشب شب 21 ماه مبارك رمضان شب شهادت اميرالمومنين عليه السلام است كه به همه شما تسليت و تعزيت عرض مي نمايم .

امشب به روايتي شب قدر است كه از هزار ماه برتر است .

از همه دوستان التماس دعا دارم

شب قدراست ومن قدري ندارم

چه سازم توشه قبري ندارم

شب قدر است ومن كاري نكردم

امام خويش را ياري نكردم

شب قدراست و احسان حق كو؟

كرامت هاي بي پايان حق كو؟

خدايا طاقت دوزخ ندارم

كه من امنيت از برزخ ندارم

تولطفت را به من ابرازكردي

درغفران به رويم باز كردي

*****

شب قدر است و من تنها تر از پيش                      پشيمان از تمام كرده ي خويش

*****

شب قدر است و من قدري ندارم، چه سازم توشه قبري ندارم.... مبادا ليله القدرت سرآيد،.... گنه بر ناله ام افزون‌تر آيد....... مبادا ماه تو پايان پذيرد،... ولي اين بنده‌ات سامان نگيرد.... الهي العفو....

******

امشب اين دل ياد مولا مي‌كند
ليلة القدر است و احيا مي‌كند
بشنو اي گوش دل‌ها بي صدا
نغمه فزت و رب الكعبه را
دسته ها :


مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلاَّ الْمَوْلَى‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ إِلاَّ الْمَالِكُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الذَّلِيلَ إِلاَّ الْعَزِيزُ

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ إِلاَّ الْخَالِقُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْعَظِيمُ وَ أَنَا الْحَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْحَقِيرَ إِلاَّ الْعَظِيمُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّعِيفَ إِلاَّ الْقَوِيُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَقِيرَ إِلاَّ الْغَنِيُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ السَّائِلَ إِلاَّ الْمُعْطِي‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ إِلاَّ الْحَيُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفَانِيَ إِلاَّ الْبَاقِي‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الدَّائِمُ وَ أَنَا الزَّائِلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الزَّائِلَ إِلاَّ الدَّائِمُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلاَّ الرَّازِقُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْجَوَادُ وَ أَنَا الْبَخِيلُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْبَخِيلَ إِلاَّ الْجَوَادُ

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُعَافِي وَ أَنَا الْمُبْتَلَى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلَى إِلاَّ الْمُعَافِي‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْكَبِيرُ وَ أَنَا الصَّغِيرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الصَّغِيرَ إِلاَّ الْكَبِيرُ

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْهَادِي وَ أَنَا الضَّالُّ وَ هَلْ يَرْحَمُ الضَّالَّ إِلاَّ الْهَادِي‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلاَّ الرَّحْمَنُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ السُّلْطَانُ وَ أَنَا الْمُمْتَحَنُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ إِلاَّ السُّلْطَانُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الدَّلِيلُ وَ أَنَا الْمُتَحَيِّرُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ إِلاَّ الدَّلِيلُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ إِلاَّ الْغَفُورُ

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْغَالِبُ وَ أَنَا الْمَغْلُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ إِلاَّ الْغَالِبُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ إِلاَّ الرَّبُ‏

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَ أَنَا الْخَاشِعُ وَ هَلْ يَرْحَمُ الْخَاشِعَ إِلاَّ الْمُتَكَبِّرُ

مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ ارْحَمْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ ارْضَ عَنِّي بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ‏

يَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الاِمْتِنَانِ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ‏


اى آقاى من اى آقاى من تويى مولاى من و من بنده توام و آيا در حق بنده جز مولايش كه ترحم خواهد كرد؟



اى آقاى من اى آقاى من تويى مالك وجود من و من مملوك توام و آيا در حق مملوك جز مالكش كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى با عزت و اقتدار و من بنده ذليلم و آيا در حق شخص ذليل جز ذات با عزت و اقتدار كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى آفريننده من و من مخلوق توام و آيا در حق مخلوق جز آفريننده او كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بزرگ و من بنده حقير ناچيز و آيا در حق بنده ناچيزى جز خداى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى قوى و توانا و من ضعيف و ناتوان و آيا در حق ضعيفى ناتوان جز شخص قوى توانا كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى بى‏نياز و من فقير و آيا در حق فقيرى محتاج جز غنى بى‏نياز كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى عطا بخش سائلان و من به درگاهت سائلم و آيا در حق سائل جز عطا بخشنده كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى زنده ابدى و من مرده بى‏روح و آيا در حق مرده‏اى بى‏روح جز زنده ابدى كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى وجود باقى و من مخلوقى تباه و فانى و نابودم و آيا در حق فانى نابود شدنى جز ذات باقى سرمدى كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى موجود دايم ازلى و من موجودى زوال پذير و آيا در حق موجودى زوال پذير جز ذات دايم ازلى كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى روزى دهنده خلق و من روزى خواهم و آيا در حق روزى‏خواهان جز رازق و روزى دهنده خلق كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى صاحب جود و احسان و من بخيل و آيا در حق بخيل جز شخص با جود و احسان كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى عافيت بخش و شفا بخش و من مبتلا و آيا در حق مبتلا جز عافيت و شفا بخش كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بزرگ و من بنده كوچك و آيا در حق بنده صغيرى جز خداى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى رهنماى خلق و من بنده گمراه و آيا در حق بنده گمراه جز رهنماى عالم كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى بخشاينده و من بنده قابل ترحم و بخشش و آيا در حق بنده قابل بخشش جز خداى بخشاينده كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى سلطان و من بنده امتحان شده و آيا در حق بنده امتحان شده جز سلطان عالم كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى رهبر و دليل و من متحير و سرگردان و آيا در حق متحير سرگردان جز دليل و رهبر كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى غفور آمرزنده و من بنده گنهكار و آيا در حق بنده گنهكار جز خداى غفور كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى غالب و قاهر و من بنده عاجز مغلوب و آيا در حق بنده مغلوب مقهور جز خداى غالب قاهر كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى پروردگار پرورنده خلق و من‏مربوب و پرورش يافته توام و آيا در حق مربوبى جز آنكه پروردگار اوست كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من تويى خداى با كبريا و بزرگى و من بنده فروتن و عاجز و آيا در حق بنده عاجز فروتن جز خداى باكبرياى بزرگ كه ترحم خواهد كرد؟


اى آقاى من اى آقاى من برحمتت ترحم كن و به جود و كرمت و فضل و احسانت از من راضى و خشنود باش

اى خداى صاحب جود و احسان و فضل و نعمت به حق رحمتت اى مهربانترين مهربانان عالم

دسته ها :

بسم الله الرحمن الرحيم


اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ مَالٌ وَ لاَ بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ‏
پروردگارا من از تو درخواست ايمنى مى‏كنم آن روز سختى كه مال و فرزند هيچ نفع نبخشد و چيزى جز آنكه با قلب پاك و سالم حضور خدا آيد سود ندهد


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً
اى خدا من از تو درخواست ايمنى مى‏كنم آن روز سختى كه ظالم از پشيمانى و حسرت انگشت به دندان مى‏خايد و مى‏گويد اى كاش من با رسول حق راه طاعت پيش مى‏گرفتم


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَ الْأَقْدَامِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم آن روز سختى كه گنهكاران به سيمايشان شناخته مى‏شوند كه پس موى پيشانى آنها را با پايهاشان بگيرند


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه نه پدرى به جاى فرزند و نه فرزندى به جاى پدر جزا و كيفر شود و البته آن روز وعده خدا حق و حقيقت است


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه مردم ظالم ستمگر را عذرخواهى سود نبخشد و بر آنان لعن و منزلگاه بد است


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ لاَ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئًا وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى كه هيچكس را قدرت بر كس ديگر نيست و فرمان در آن روز خاص خداست


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ‏

و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روز سختى‏كه هر شخص از برادر و مادر و پدر و زن و فرزندانش مى‏گريزد


لِكُلِّ امْرِى‏ءٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ‏

كه هر كس در آن روز توجه به كار خويش از غيرش بى‏نياز دارد


وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ‏
و از تو درخواست ايمنى مى‏كنم در روزى كه كافر بدكار آرزو كند كه اى كاش توانستى فرزندانش را فداى خود سازد و از عذاب برهد و هم زن و برادر


وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيهِ كَلاَّ إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى‏

و قبيله‏اش كه هميشه بحمايتش برمى‏خواستند و هر كه در روى زمين است همه را فداى خود گرداند تا از عذاب نجات يابد و هرگز نجات نخواهد يافت كه آتش دوزخ بر او شعله‏ور است تا سر و صورت و اندامش پاك بسوزد

دسته ها :

http://img.tebyan.net/big/1383/08/114177160749791461497223910013442201104146.jpg

ايام سوگواري مولي المتقين اميرالمومنان علي عليه السلام تسليت و تعزيت باد

التماس دعا

دسته ها :

ايمان و عبادت على عليه السلام

لم اعبد ربا لم اره.(على عليه السلام)

عبادت نكردم بخدائى كه او را نديدم!

حقيقت عبادت تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشى از غير اوست،بزرگترين فضيلت نفس ستايش مقام الوهيت و تقرب جستن بساحت قدس ربوبى است،عبادت اگر با شرايط خاص خود انجام شود مقام بسيار بزرگ و افتخار آميزى است چنانكه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوسيله كلمه عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او قيد گرديده است:

اشهد ان محمدا عبده و رسوله.

براى سير مراتب كمال بهترين وسيله پيشرفت،تهذيب و تزكيه نفس است كه راه عملى آن با عبادت حقيقى صورت ميگيرد.انجام عبادت تنها براى رفع تكليف نيست بلكه وسيله نمو عقل،و موجب تعديل و تنظيم قواى وجودى است كه نفس را از آلودگيهاى مادى باز ميدارد،بهترين وجه عبادت انجام امرى است كه بدون ريا و سمعه بوده و صرفا براى خدا باشد و در اين شرايط است كه صفت تقوى ظهور ميكند و بدون آن انجام عبادات مقبول نيفتد.

تقوى و ورع انحراف از جهان مادى و فانى بوده و توجه بعالم روحانيت و بقاء است و ايمانيكه بزيور تقوى آراسته شود ايمان حقيقى است و در اثر اخلاص در عبادات،شخص را بمرحله يقين ميرساند.

با توجه بنكات معروضه،على عليه السلام در ايمان و تقوى و زهد و عبادت و يقين منحصر بفرد بود در اينمورد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:لو ان السموات و الارض وضعتا فى كفة و وضع ايمان على فى كفة لرجح ايمان على (1) .

يعنى اگر آسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان على در كفه ديگر گذاشته شوند بطور حتم ايمان على بر آنها فزونى ميكند.

على عليه السلام با عشق و حب قلبى خدا را عبادت ميكرد زيرا عبادت او براى رفع تكليف نبود بلكه او محب حقيقى بود و جز جمال دلرباى حقيقت چيزى در نظرش جلوه‏گر نميشد.

على عليه السلام در تقواى دينى و عبادت چنان كوشا بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسانى كه از تندى على عليه السلام در نزد وى گله ميكردند فرمود:على را ملامت نكنيد زيرا او شيفته خدا است (2) !

على عليه السلام هنگاميكه مناجات ميكرد و مشغول نماز ميشد گوشش نمى‏شنيد و چشمش نميديد و زمين و آسمان،دنيا و مافيها از خاطرش فراموش ميشد و با تمام وجود توجه خود را بمبدأ حقيقت معطوف ميداشت چنانكه مشهور است در يكى از جنگها پيكان تيرى بپايش فرو رفته و بقدرى دردناك بود كه نميتوانستند آنرا بيرون بياورند وقتيكه بنماز ايستاد بيرون كشيدند و او متوجه نشد!

على عليه السلام هنگام وضو گرفتن سراپا ميلرزيد و لرزش خفيفى وجود مباركش را فرا ميگرفت و چون در محراب عبادت ميايستاد رعشه بر اندامش ميافتاد و از خوف عظمت الهى اشگ چشمانش بر محاسن شريفش جارى ميشد،سجده‏هاى او طولانى بود و سجده‏گاهش هميشه از اشگ چشم مرطوب !شاعر گويد،

هو البكاء فى المحراب ليلا 
هو الضحاك اذا اشتد الضراب

يعنى او در محراب عبادت بشدت گريان و در شدت جنگ خندان بود.ابو درداء كه يكى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله است گويد در شب تاريكى‏از نخلستانى عبور ميكردم آواز كسى را شنيدم كه با خدا مناجات ميكرد چون نزديك شدم ديدم على عليه السلام است و من خود را در پشت درخت مخفى كردم و ديدم كه او با خوف و خشيت تمام با آهنگ حزين مناجات ميكرد و از ترس آتش سوزان جهنم گريه مينمود و بخدا پناه برده و طلب عفو و بخشش مينمود و آنقدر گريه كرد كه بى حس و حركت افتاد!گفتم شايد خوابش برده است نزديكش رفتم چون چوب خشگى افتاده بود او را تكان دادم حركت نكرد گفتم حتما از دنيا رفته است شتابان بمنزلش رفتم و خبر مرگ او را بحضرت زهرا عليها السلام رسانيدم فرمود مگر او را چگونه ديدى؟من شرح ما وقع گفتم،فاطمه عليها السلام گفت او نمرده بلكه از خوف خدا غش نموده است (3) .

على عليه السلام علاوه از نمازهاى واجبى نوافل را نيز انجام ميداد و هيچوقت نماز شب آنحضرت ترك نميشد حتى در موقع جنگ نيز از آن غفلت نمى‏نمود،در ليلة الهرير نزديكى‏هاى صبح بافق مينگريست ابن عباس پرسيد مگر از آنسو نگرانى داراى آيا گروهى از دشمنان در آنجا كمين كرده‏اند؟فرمود نه ميخواهم ببينم وقت نماز رسيده است يا نه!

حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه از كثرت عبادت و سجده‏هاى طولانى بكلمه سجاد و زين العابدين ملقب شده بود در برابر سؤال ديگران كه چرا اينقدر مشقت و رنج بر خود روا ميدارى فرمود:

و من يقدر على عبادة جدى على بن ابى طالب؟

كيست كه بتواند مثل جدم على عليه السلام عبادت كند؟

ابن ابى الحديد بنحو ديگرى اين مطلب را بيان كرده و مينويسد بعلى بن الحسين عليهما السلام كه در مراسم عبادت بنهايت رسيده بود عرض كردند كه عبادت تو نسبت بعبادت جدت بچه ميزان است؟فرمود عبادت من نسبت بعبادت جدم مانند عبادت جدم نسبت بعبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله است (4) .

از ام سعيد كنيز آنحضرت پرسيدند كه على عليه السلام در ماه رمضان بيشتر عبادت ميكند يا در ساير ماه‏ها؟

كنيز گفت على عليه السلام هر شب با خداى خود به راز و نياز مشغول است و براى او رمضان و ديگر اوقات يكسان است.

وقتى كه آنحضرت را پس از ضربت خوردن از مسجد بخانه مى‏بردند نگاهى بمحل طليعه فجر افكند و فرمود اى صبح تو شاهد باش كه على را فقط اكنون(بحكم اجبار) دراز كشيده مى‏بينى!

ابن ابى الحديد گويد عبادت على عليه السلام بيشتر از عبادت همه كس بود زيرا او اغلب روزها روزه دار بود و تمام شبها مشغول نماز حتى هنگام جنگ نيز نمازش ترك نميشد،او عالمى بود با عمل كه نوافل و ادعيه و تهجد را بمردم آموخت.

على عليه السلام موقع نماز در برابر مبدأء وجود با دل پاك و توجه تام ميايستاد و براز و نياز مشغول ميشد عبادت و پرستش او مانند اشخاص ديگر نبود زيرا هر كسى بنا بهدف خاصى كه دارد خدا را عبادت ميكند چنانكه خود آنحضرت فرمايد:

ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد،و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار (5) .

يعنى گروهى از مردم خدا را از روى ميل و رغبت(باميد نعمتهاى بهشت) بندگى كردند پس اين نوع عبادت عبادت تاجران است،عده اى هم از ترس(آتش دوزخ) خدا را عبادت كردند اين هم عبادت بندگان است و گروهى ديگر خدا را براى سپاسگزارى عبادت كردند و اين عبادت آزادگان است .

و خود آنحضرت به پيشگاه خداى تعالى عرض ميكند:

الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة.

خدايا من ترا بطمع بهشت و يا از ترس جهنم عبادت نميكنم بلكه ترا مستحق‏و سزاوار پرستش يافتم.

هر فردى حتى هر ذير وحى بنا بغريزه حب ذات هميشه در صدد دفع ضرر و جلب منفعت است و تنها على عليه السلام بود كه عبادت را بدون جلب نفع(بهشت) و دفع ضرر(دوزخ) صرفا براى خداوند بجا ميآورد!و اينگونه خلوص در عبادت از يقين او سرچشمه ميگرفت يقينى كه بالاتر از آنرا نميتوان پيدا نمود زيرا آنجناب بمرحله نهائى يقين رسيده بود چنانكه خود فرمايد:لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا!اگر پرده برداشته شود من چيزى بيقين خود نميافزايم!

على عليه السلام خود را مانند موجى در اقيانوس حقيقت مستغرق ساخته بود و تمام فكر و ذكر و حركات و سكنات او همه از حقيقت خواهى وى حكايت ميكرد.

على عليه السلام در تزكيه و تهذيب نفس،و سير مراتب كماليه وجود يگانه و بى‏نظير و لوح ضميرش چون جام جهان نما بود،او به هر چه نگاه ميكرد خدا را ميديد چنانكه فرمود:

ما رايت شيئا الا رايت الله قبله و معه و بعده.

چيزى را نديدم جز اينكه خدا را پيش از آن و با آن و پس از آن مشاهده كردم.

على عليه السلام ميفرمود:لم اعبد ربا لم اره.عبادت نكردم بخدائى كه او را نديدم!پرسيدند چگونه خدا را ديدى؟فرمود با چشم دل و بصيرت،نه باغ ديده ظاهرى.

بچشم ظاهر اگر رخصت تماشا نيست‏ 
نه بسته است كسى شاهراه دل‏ها را

على عليه السلام در مقابل عظمت خدا و مبدء هستى خود را ملزم بخضوع و خشوع ميديد و دعاها و مناجاتهاى او روشنگر اين مطلب است.

دعاى كميل كه بيكى از اصحاب خود(كميل بن زياد) تعليم فرموده است يكى از شاهكارهاى روح بلند و ايمان قوى و يقين ثابت آنحضرت است كه در فقرات آن معانى عالى و بديع در قالب الفاظى شيوا و عباراتى كاملا رسا ريخته شده است،گاهى در برابر رحمت واسعه حق سر تا پا اميد گشته و زمانى قدرت و جبروت خدا چنان بيم و هراسى در دل او افكنده است كه بى اختيار بحال تضرع و خشوع افتاده‏است.همچنين دعاى صباح و نيايشهاى ديگر وى كه هر يك حاوى مراتب سوز و گداز بيم و اميد،توجه و خلوص او ميباشد.

وقتى ضرار بن ضمره بر معاويه وارد شد معاويه گفت على را برايم وصف كن!ضرار پس از آنكه شمه‏اى از خصوصيات اخلاقى آنحضرت را براى معاويه بيان نمود گفت شبها بيدارى او بيشتر و خوابش كم بود در اوقات شب و روز تلاوت قرآن ميكرد و جانش را در راه خدا ميداد و در پيشگاه كبريائى او اشك ميريخت و خود را از ما مستور نميداشت و كيسه‏هاى طلا از ما ذخيره نمى‏نمود،براى نزديكانش ملاطفت و بر جفا كاران تند خوئى نميكرد،موقعيكه شب پرده ظلمت و تاريكى ميافكند و ستارگان رو بافول مينهادند او را ميديدى كه در محراب عبادت دست بريش خود گرفته و چون شخص مار گزيده بخود مى‏پيچيد و مانند فرد اندوهگينى(از خوف خدا) گريه ميكرد و ميگفت اى دنيا!آيا خود را بمن جلوه داده و مرا مشتاق خود ميسازى؟هيهات مرا بتو نيازى نيست و ترا سه طلاق داده‏ام كه ديگر مرا بر تو رجوعى نيست!سپس ميفرمود آه از كمى توشه و دورى سفر و سختى راه!معاويه گريه كرد و گفت اى ضرار بس است بخدا سوگند كه على چنين بود خدا رحمت كند ابو الحسن را! (6) .

عبادت على عليه السلام منحصر بنماز و روزه و انجام ساير فرايض مذهبى نبود بلكه تمام حركات و سكنات او عبادت بود زيرا در حديث آمده است كه(انما الاعمال بالنيات) و چون نيت آنجناب در تمام حركات و سكناتش ابتغاء مرضات الله بود لذا تمام اعمال و اقوال او در همه حال عبادت خدا محسوب ميشود و اين خود يكى از موجبات تفوق و فضيلت وى بر همگان ميباشد .

پى‏نوشتها:

(1) غاية المرام طبع قديم ص 509ـفضائل الخمسه جلد 1 ص .191

(2) شيعه در اسلام نقل از مناقب خوارزمى ص 92ـتلخيص الرياض جلد 1 ص .2

(3) امالى صدوق مجلس 18 حديث 9 با تلخيص عبارات.

(4) ناسخ التواريخ زندگانى امام باقر عليه السلام جلد 7 ص .98

(5) نهج البلاغه كلمات قصار

(6) امالى صدوق مجلس 91 حديث .2

منبع : www.emamali.net

صل الله عليك يا امير المؤمنين علي عليه السلام

دسته ها :

سالروز وفات حضرت خديجه بر شما تسليت باد

 

زندگي حضرت خديجه

الف: شناسنامه خديجه

حضرت خديجه پانزده سال قبل از عام الفيل وشصت وهشت سال قبل ازهجرت نبوي در شهر مكه ديده به جهان گشود وپس ازشصت وپنج سال زندگي با شرافت وفضيلت سرانجام در تاريخ دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل ازهجرت رسول خدا به مدينه به لقاءالله پيوست .

نام او خديجه ،و كنيه اش «ام هند» نام پدرش « خويلد ابن اسد » ونام مادرش « فاطمه دخترزائدة بن الاصم»مي باشد.1

پدر ومادر خديجه با چند واسطه به « لويّ بن غالب» مي رسد كه جدّ اعلاي پيامبر خداست و مادرمادر خديجه «هاله» دختر عبدمناف از اجداد پيامبر اسلام است. بنابراين خديجه هم از طرف پدر وهم از سوي مادرش با پيامبر اسلام هم نسب مي باشد. 2

ب: ازدواج خديجه

خديجه به وسيله قرابت فاميلي با رسول خدا (صلي الله عليه واله وسلم ) از يك طرف و ملاحظه اخلاق حميده او در بازرگاني ازطرف ديگر ، وشنيدن اخباررسالت از علماي يهود ونصاري ازسوي سوم ، عاشق دلباخته معنوي پيامبر بود  و گاهي در اين را ه گريه مي كرد ! و در شب هايي خواب به چشم اوفرو نمي رفت . ولذا مشكل خود را با پسر عمويش كه عالم برجسته نصارا بود در ميان گذاشت، او دعايي نوشت ، وخديجه آن را زير بالشش گذاشت و شبانه در عالم خواب پيامبر را ديد ، وآينده برايش روشن شد ، و چون چشم برگشود ديگربه خواب نرفت و سرانجام كنيزش نفيسه دختر ــــ وبه قولي خواهرش را به سراغ پيامبر فرستاد و رسماً در خواست ازدواج كرد.3

خديجه با تلاش پيگيروتمهيد مقدمات عاقلانه ، به ويژه با تدبير پسر عمويش، ورقة بن نوفل ، سرانجام به مقصود خود رسيد ، و فرزندان هاشم را كه ستارگان حجاز بودند به خانه خود جذب كرد ، آنان در حالي كه رسول خدا را با تمام عزت واحترام در ميان گرفته بودند ، براي اجراي عقد به حضور خديجه رسيدند ، و خطبه عقد با يك برنامه جالب اجراشد وپس از مراسم ، يادگار عبدالله در كنار عمويش ابوطالب عازم خانه پيشين گشت ، ولي خديجه همراه با مهرومحبت ويژه دامن محمد را گرفت و گفت « سيدي !إلي بيتك فبيتي بيتك و أنا جاريتك !؛اي مولايم ! بيا به خانه خودت ، خانه من خانه تواست ، و من نيز كنيز تو هستم .»4

خديجه به اين طريق زندگي مشترك خود را با آن حضرت شروع كرد .

ج : القاب خديجه قبل از اسلام

القاب خديجه (سلام الله عليها ) قبل از اسلام بسيار بوده است كه كتابهاي بسياري در مورد آن سخن رانده اند و از جمله القاب عبارتند از :

    1.حضرت خديجه (سلام الله عليها )قبل از ولادت ، دركتاب آسماني انجيل كه بر حضرت عيسي نازل شد به عنوان ـ بانوي مباركه و همدم مريم در بهشت » ياد شده است ، در آنجا كه در توصيف پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله ) خطاب به عيسي چنين آمده :

(نسله من مباركة ، وهي مونس أمك في الجنة)5

نسل اوازمباركه (بانوي پربركت) است كه همدم مادرت مريم در بهشت مي باشد »  

     2.درعصرجاهليت كه وجود زن پاكدامن بسيار كم بود، وبسياري اززنان به انحراف هاي عصر جاهلي آلوده بودند، حضرت خديجه به خاطر قداست و پاكي در همه ابعاد ، به عنوان « طاهره» [پاك سرشت وپاك روش]خوانده مي شد.

    3 . ونيز شخصيت خديجه در همان عصر آن چنان چشمگير و مورد احترام خاص وعام بود كه اورا با عنوان «سيده نسوان» [سرور زنان ] مي خواندند.6

فصل دوم : فضايل خديجه درقرآن و روايات

الف: ايمان و فداكاري خديجه

خديجه زني با فضيلت وداراي كمالات علمي و معنوي بود ، ودر اثر معاشرت با پسر عمويش كه عالمي دانا و دانشمند بود وبه رسالت پيامبر خدا در آينده ايمان داشت. مي دانست كه رسول خدا به پيامبري خواهد رسيد.

خديجه ازعلماي ديگر يهود ونصارا نيز سخناني در تأييد نبوت پيامبر شنيده بود، وازهمه مهم تر در سفر بازرگاني آن حضرت به سرزمين شام ازطريق غلامش« ميسره» كه همراه كاروان بود، اطلاعات زيادي از كرامات و معجزات آن بزرگوار شنيده وبر عشق وايمانش افزوده بود. لذا با ورقة بن نوفل رازدل گشود وخواهان وصلت با پيامبر شد .

همه اينها حاكي ازايمان خديجه به رسالت پيامبر بود كه سالها قبل ازبعثت آن حضرت اتفاق افتاده ، لذا پس از مبعوث شدن به رسالت الهي نخستين شخصي كه به وي ايمان آورد خديجه بود.7

امير مؤمنان در «خطبه قاصعه»مي فرمايند : روزي كه رسول خدا به پيامبري رسيد،نور اسلام  به هيچ خانه اي وارد نشد جز به خانه پيامبر وخديجه كه من سومين نفرآنان بودم كه نور وحي و رسالت را مي ديدم و عطر نبوت را استشمام مي كردم .8

خديجه ازنظر ايمان وعقيده به جايي رسيده بودكه خدا وپيامبر و ملائكه اورا دوست داشتند ،وبر ايمان اومباهات مي كردند ، واو را افضل زنان پيامبر و جزء برترين زنان عالم و جهان معرفي مي نمودند !

خديجه زني است كه پيامبر خدا در حق او مي گويد :اي خديجه!خداوند متعال هر روز به وجود توچندين بار به ملائكه اش مباهات مي كند .9

آري !خديجه زني بود كه در اثر ايمان و فداكاري به جايي رسيد كه خداوند به اوسلام رساند . اونه تنها اين همه ناملايمات را تحمل كرد،بلكه تمام تلخي هاي سياسي واجتماعي آن روز را كه قلب نازنين پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم ) را مجروح مي ساخت ترميم نمود ، و وي رادر ادامه سيرالهي اش ياري داد، ومايه آرامش شوهر گشت!

ب:خديجه در قرآن

حضرت خديجه نخستين ام المؤمنين است كه در قرآن مجيد به عنوان يكي از زنان پيامبر مورد توجه است، وبه طور شخصي نيز در سوره «ضحي» آيه هشتم به نام واوصاف او اشاره گرديده است.

قبلا خاطر نشان گرديد كه حضرت خديجه قبل ازازدواج  با پيامبر ثروتمند ترين شخص جزيرة العرب بود، وحدود هشتاد هزار شتر داشت و كاروانهاي تجارتي اوشب و روز در طائف ويمن وشام ومصر وساير بلاد در حركت بودند، برده هاي بسيار داشت، كه به تجارت اشتغال داشتند.

حضرت خديجه پس از ازدواج با پيامبر همه اموالش را قبل از اسلام وبعد از آن ، در اختيار پيامبر گذاشت ، تا آن حضرت هرگونه كه خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند، به گونه اي كه پيامبر كه فقيربود بي نياز شد ، وخداوند درمقام بيان نعمتهاي خود به پيامبر اكرم از جمله مي فرمايد:10

«و وجدك عائلا فأغني ؛ خداوند تو را فقير يافت و بي نياز نمود»11

اين كه نام وي درآدرس مذكور درقرآن مجيد مورد عنايت قرار گرفته ، در تفسيرهاي عامه و خاصه ودر روايات اهل بيت آمده است، و تصريح كرده اند كه مراد از « بي نيازساختن پيامبر » مال وبخشش خديجه بود كه همه را در طبق اخلاص گذاشته وبراي پيشرفت دين مبين اسلام دراختيار پيامبر قرار داد.12

ج:خديجه در روايات

در روايت اسلامي از طريق شيعه واهل تسنن نقل شده، اززبان پيامبر وامامان معصوم در شأن ومقام ارجمند ام المؤمنين حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) سخن فراوان با تعبيرات گوناگون به ميان آمده است .

دراينجا نظرشما را به نمونه هايي ازآن گفتار جلب مي كنم .

    1. پيامبر (صلي الله عليه و آله )فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت : اي رسول خدا!اين خديجه است ، هرگاه نزد تو آمد، براواز سوي پروردگارش واز طرف من ، سلام برسان:

«وبشرها ببيت في الجنة من قصب لاصخب ولانصب »

 «و او را به خانه اي از يك قطعه (اززبرجد ) در بهشت كه در آن رنج ونا آرامي نيست ، مژده بده »13

    2.پيامبر اكرم درتفسير (آيه 27مطففين ) «عيناً يشرب بها المقربون ؛ همان چشمه بهشتي كه مقربان از آن مي نوشند»

     فرمود:

«المقربون السابقون؛رسول الله ، وعلي بن ابيطالب و الائمة، وفاطمه بنت محمد ؛»

«از مردان بسياري به حد كمال رسيدند ، واز زنان به درجه آخر كمال نرسيدند مگر چهار زن كه عبارتند از : آسيه ،مريم ، خديجه ، فاطمه »14

    3.امير مؤمنان علي عليه السلام فرمود:

«سادات نساء العالمين اربع: خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد وآسيه بنت مزاحم ومريم بنت عمران ؛ »

« سرور بانوان دو جهان چهار بانو است كه عبارتند از :خديجه ، فاطمه ، آسيه و مريم »15

پيام اين روايات اين است كه به رازهاي عظمت مقام اين بانوي ارجمند پي ببريم ، وشايستگي هاي اورا بشناسيم، واز او درمسير تكامل به عنوان برترين الگو، پيروي كنيم .

د:خديجه همسر رسول خدا  در دنيا و آخرت

پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) فرمود:

«اشتاقت الجنة إلي أربع من النساء : مريم بنت عمران و آسية بنت مزاحم زوجة فرعون وهي زوجة النبي ،في الجنة »

 «و خديجه بنت خويلد زوجة النبي في الدنيا وآلاخرة وفاطمه بنت محمد »16

بهشت مشتاق چهار زن است : 1ـ مريم دختر عمران 2ـ آسيه دختر مزاحم ـ همسر فرعون ، كه همسر پيامبر در بهشت است . 3ـ خديجه دختر خويلد همسر رسول خدا در دنيا وآخرت 4ـ فاطمه دختر محمد (صل الله عليه واله وسلم)

هـ :خديجه درآئينه معراج پيامبر

طبق پاره اي ازنقل ها ، معراج پيامبر از خانه خديجه (عليها سلام )آغاز شد و باز گشت آن نيز در خانه خديجه روي داد.

روايت شده : امام باقر (عليه السلام ) فرمود: «جبرئيل مركب براق را شبانه كنار درخانه خديجه آورد و در آن خانه به محضر رسول خدا رسيد ،آن حضرت را از خانه بيرون آورد و بر مركب براق سوار نموده واز مكه به سوي بيت المقدس سير داد...»

مطابق پاره اي از شواهد وقراين ، پيامبر هنگام مراجعت ازمعراج نيز در خانه خديجه فرود آمد .17

براي اينكه به مقام درخشان حضرت خديجه دررابطه با مسأله معراج پيامبر بيشترپي ببريم نظرشمارا به روايت زير جلب مي كنم .

سلام خدا بر خديجه : ابوسعيد خدري مي گويد: رسول خدافرمود: وقتي كه در شب معراج ، جبرئيل مرا به سوي آسمانها برد و سير داد،هنگام مراجعت به جبرئيل گفتم : «آيا حاجتي داري؟» جبرئيل گفت: « حاجت من اين است كه سلام خدا و سلام مرابه خديجه برساني »پيامبر (صلي الله عليه وآله) وقتي كه به زمين رسيد ، سلام خدا و جبرئيل را به خديجه ابلاغ كرد. خديجه گفت «ان الله هو السلام ، وفيه السلام ، اليه السلام ، وعلي جبرئيل السلام ؛ همانا ذات پاك خدا سلام است، واز او است سلام ، وسلام به سوي او باز گردد و برجبرئيل سلام باد.»18

اين مطلب بيانگر اوج مقام حضرت خديجه در پيشگاه خدااست.

و:آوردن كفن از سوي خدابراي خديجه

در كتاب «الخصائص الفاطميه» نقل شده : طبق روايت مشهور هنگامي كه حضرت خديجه رحلت كرد، فرشتگان رحمت از جانب خداوند كفن مخصوصي براي خديجه نزد رسول خدا آوردند واين علاوه بر اينكه مايه بركت براي خديجه بود،مايه تسلي خاطررسول خدا گرديد. وبه اين عنوان تقدير وتجليل جالبي از طرف خداوند؟ حضرت خديجه به عمل آمد.

پيامبر اكرم پيكر مطهرحضرت خديجه را با آن كفن پوشانيد.سپس جنازه او را با همراهان به سوي قبرستان معلي بردند تا در كنار مادرش حضرت آمنه به خاك بسپارند . درآنجا قبري براي حضرت خديجه آماده كردند، رسول خدا درميان آن قبر رفت و خوابيد ، سپس بيرون آمد وآن گوهر پاك را در آنجا به خاك سپرد.19

http://www.niazerooz.com/Im/P/89/1130/Safe6343370974271.jpg

خدايا!به عظمت مقام خديجه (عليها السلام ) ما را ازشيوه زندگي سراسر درخشان اوبهره مند فرما ، و از شفاعتش در قيامت مسرور گردان .

 

محقق:عطيه تحقيقي

 

 

1- علي اكبر ، بابا زاده ، سيماي زنان در قرآن ، قم ، انتشارات لوح محفوظ،چاپ دوم ،1378،ص23

2- ر.ك ،شيخ عباس ،قمي ،سفينه البحار ، ج1،ص379

3 - رك:محمد تقي ، مجلسي: بحار الانوار ، بيروت ، مؤسسه الوفاء ،1404هجري قمري ، ج16، ص23

4 - رك:عباس ، قمي : سفينة البحار ،ج1،ص379

5 - رك : محمدتقي ،مجلسي: همان، ص352،ج21(استفاده ازCDجامع الاحاديث)

6- رك:ذبيح الله ،محلاّتي: رياحين الشريعه ، تهران،دارالكتب الاسالمية ، ج2،ص207،بي نا

7 - علي اكبر ، بابا زاده : سيماي زنان درقرآ« ، ص27

8 - رك:نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص811

9- رك :علي اكبر ،بابا زاده ، تحليل سيده فاطمه زهرا ، قم ، انتشارات دانش وادب ، چاپ ششم، 1382،ص37

10 - رك:محمد، محمدي اشتهاردي ،ص171،همان

11 - سوره ضحي (93)، آيه 8

12 - علي اكبر، بابا زاده : سيماي زنان در قرآن ، ص23

13 - رك: محمدتقي ، مجلسي :همان ، ج16،ص8.(استفاده ازCDجامع الاحاديث)

14- محمد، محمدي اشتهاردي : ص189

15 - رك:عبدالحميد ، معتزلي: شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديدمعتزلي ، قم بي نا ، 1404،هجري قمري،ج10،ص266

16 - رك: محمدتقي ، مجلسي:همان، ج43،ص53،54،(استفاده از CDجامع الاحاديث)

17 - رك:محمدتقي مجلسي،همان،ج43،ص216،(استفاده ازCDجامع الاحاديث)

18 - رك: محمدتقي مجلسي ، همان ج16،ص7،(استفاده ازCD جامع الاحايث)

19- محمد، محمدي اشتهاردي ، 264

منبع : behar.ir

دسته ها :

اما بعد ،

تو بر اجلت پيشي نخواهي گرفت و آنچه روزي تو نيست به تواش ندهند و بدان كه دنيا دو روز است : روزي به سود تو و روزي به زيان تو .

و دنيا سرايي است كه پيوسته دست به دست مي گردد .

آن چه از آن تو باشد ،

سرانجام ،

به تو خواهد رسيد ،

هر چند ،

ناتوان باشي و آنچه به زيان توست ،

دفعش نتواني كرد ،

هر چند ،

نيرومند باشي .

72 . نهج البلاغه

دسته ها :
X